لغت نامه دهخدا
( آچین ) آچین. ( اِ ) درختی عظیم با برگی کم عرض و طویل و گلی پنج برگ و سفید و خوشبوی، و این درخت در اول گل آرد و سپس برگ کند و پوست بیخ آن مسهلی قوی است.
( آچین ) آچین. ( اِ ) درختی عظیم با برگی کم عرض و طویل و گلی پنج برگ و سفید و خوشبوی، و این درخت در اول گل آرد و سپس برگ کند و پوست بیخ آن مسهلی قوی است.
( آچین ) درختی عظیم با برگی کم عرض و طویل و گلی پنج برگ سفید و خوشبوی و این درخت در اول گل آرد و سپس برگ کند و پوست بیخ آن مسهلی قوی است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دره خیبر، نازیان شینوار، ده بالا، پچیدواگام، وزیری، اچین، دره جاجی، خوگیانی، کجه، ماما، خیل، نکروخیل، شتوا، آشیان حصارک، غلزائی، تیزین، سروبی، چهار آسیا، موسئلی، سرخاک، التمور، چرخ، تنگی وردک، شنز، ناوه گی، جلگه غزنی، شلگر، آببند، دله، ازخواه، تیرا، کرم، جاجی، رقبان، حسن خیل، مچل غور، ورد احمد زائی، زرمست، طوطا خیل، میدان خوله دره مین، شمل، نکه، مست توی بیرکوتی و غیره میباشد.
💡 ریاست امنیت ملی در خبری اعلام کرد که مولوی خراسانی یکی از سازماندهندگان داعشی این حمله در عملیات نیروهای دولتی در ولسوالی اچین در ولایت ننگرهار کشته شدهاست.