این عبارت، که به صورت اسمیه مطرح میشود، به معنای «عزت و سرافرازی از آنِ خداست»، و بر این حقیقت بنیادین توحیدی تأکید میکند. این اصل قرآنی، که در آیات متعددی چون «أَیَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا» (نساء/۱۳۹) و «إِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا» (یونس/۶۵) آمده است، بیانگر آن است که هرگونه قدرت، شوکت، و سربلندی مطلق، تنها و تنها متعلق به خداوند متعال است. این آموزه، اساس نگرش مؤمنانه به جهان هستی را شکل میدهد و هرگونه اتکای مطلق به قدرتهای دنیوی و مخلوقات را نفی مینماید.
از منظر کلامی و فلسفی، مفهوم «عزت» در این عبارت، فراتر از صرف قدرت نظامی یا سیاسی است؛ بلکه شامل کمال مطلق، غنای ذاتی، و استقلال کامل از هرگونه وابستگی است. هنگامی که عزت را منحصر به خداوند میدانیم، در واقع اذعان میکنیم که هیچ موجودی توان اعطای یا سلب عزت پایدار را ندارد، و پناه جستن به غیر او برای کسب اعتبار یا امنیت، رفتاری عبث و غیرمنطقی است. این باور سبب میشود که مسلمان در برابر هرگونه زور و تعدی، با تکیه بر مبدأ قدرت حقیقی، شجاعت و استقامت لازم را کسب کند و از تسلیم در برابر ذلتهای موقتی دنیوی پرهیز نماید.