اطلاح

لغت نامه دهخدا

اطلاح. [ اَ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ طِلْح و طَلْح. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ) ( متن اللغة ). رجوع به کلمه های مذکور شود.
اطلاح. [ اَ ] ( اِخ ) ذات اطلاح. جایگاهی است در پشت ذات القری به مدینه که پیامبر( ص ) کعب بن عمیر غفاری را برای غزا بدانجا فرستاد و کعب و یارانش در آنجا کشته شدند. ( از معجم البلدان ). رجوع به ذات اطلاح و کعب شود.
اطلاح. [ اِ ] ( ع مص ) مانده گردانیدن و هلاک کردن شتر را. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). مانده کردن شتر را. ( از اقرب الموارد ). مانده کردن ستور. ( تاج المصادر بیهقی ). || اطلاح کسی؛ مانده کردن و زحمت دادن وی را. ( از متن اللغة ).

فرهنگ فارسی

یا ذات اطلاح جایگاهی است در پشت ذات القری به مدینه که پیامبر کعب بن عمیر غفاری را برای غزا بدانجا فرستاد و کعب و یارانش در آنجا کشته شدند.

جمله سازی با اطلاح

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در دومین دوره انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا (۱۳۸۱) اصلاح طلبان نتوانستند توفیقی بدست آوردند به‌طوری‌که ۱۴ کرسی از ۱۵ کرسی شورای شهر تهران به دست اصولگرایان افتاد. از این رو کارشناسان سیاسی اعتقاد داشتند که در انتخابات مجلس هفتم نیز اطلاح طلبان شانس زیادی برای پیروزی ندارند.

سکسی یعنی چه؟
سکسی یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز