لغت نامه دهخدا
( اساساً ) اساساً. [ اَ سَن ْ ] ( ع ق ) از روی اساس. اصلاً.
( اساساً ) اساساً. [ اَ سَن ْ ] ( ع ق ) از روی اساس. اصلاً.
( اساساً ) (اَ سَ نْ ) [ ع. ] (ق. ) از بن، از اصل.
از بن از پای بست از پایه از اصل از بنیاد: این ساختمان اساسا خرابست.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یادگیری بیش از حد یکی از راههای موثر برای کاهش فرایند تداخل اطلاعات هست. یادگیری بیش از حد یعنی تمرین و تکرار اموختههای قبلی که اساسا شما ان را یاد گرفتهاید در واقع شما با تمرین و تکرار اطلاعات فرایند ذخیرهسازی و بازیابی را در حافظه بلند مدت مستحکم می کنید.
💡 چشمههای خارجی تشعشع در حال حاضر اساسا در شکل باریکههای الکترونی یا اشعه ایکس است. بسیاری از دستگاهها میتوانند برای تولید این تشعشعات بکار روند. ولی شتابدهندهای خطی کوچک بیشترین کاربرد را دارند. الکترونهای با انرژیهای 4 تا 15 میلیون الکترون ولت برای درمان سرطانهایی که نزدیک سطح بدن هستند، مانند سرطانهای پوست، سینه، سر و گردن بکار میروند.
💡 شرایط اقلیمی در این منطقه بین معتدل و قارهای و در ارتفاعات متفاوت است. میانگین بارندگی سالیانه اساسا در قسمت غربی منطقه اصلی اکوسیستم بیشتر است و از ۱۵۰۰ تا ۲۰۰۰ میلیمتر، در دامنههای غربی در امتداد دریای سیاه تا ۶۰۰ تا ۱۰۰۰ میلیمتر و در بخشهای شرقی و جنوبی متغیر است.
💡 دن یعنی همان قهرمان ژیمناستیک به خانه برگشت و تمام حکمها و مدالهای قهرمانی و کاپ هایش رو نابود کرد.از دیدگاه او زندگی به آخر رسیده بود وی حتی بفکر خودکشی افتاده بود و شبها کابوس میدید و نمیدانست چطور این مشکلش را حل کند و آیا اساسا مشکلش قابل حل بوده یا نه.او واقعا دچار سردر گمی شده بود ....