ازین پس

لغت نامه دهخدا

ازین پس. [ اَ پ َ ] ( ق مرکب ) مخفف از این پس. از حالا. از این ببعد:
بدو گفت هرگز تو در خان من
ازین پس نباشی نگهبان من
چنین داد پاسخ ورا پیشکار
که ایدون گمانم من ای شهریار
کزین پس نیابی تو از بخت بهر
بمن چون دهی کدخدائی شهر.فردوسی.سپاه دو کشور چو کردم نگاه
ازین پس جز او را نخواهند شاه.فردوسی. || پس از این:
حکیما چو کس نیست گفتن چه سود
ازین پس بگو کافرینش چه بود.فردوسی.

فرهنگ فارسی

از این پس از حا از این ببعد.

جمله سازی با ازین پس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بگفتا: چون که از وی ناگزیرست ازین پس ما غلامیم، او امیرست

💡 زان میوه ارزان بها گر نگسلی پیوند خود چون تاک ازین پس یک به یک رگهای جانت می‌برم

💡 سه چیز باشد ازین پس خطاب تو ز ملوک: ستاره لشکر و خورشید تاج و گردون گاه

💡 ناچار ازین پس من و تزویر کزین راه با خویش توان رام نمودن بت عیار

💡 چو بار داد جناب تو اهل معنی را حرام باشد ازین پس بگرد هر در گشت

💡 گناه دل بدان بخشم ازین پس که کرده ست آفرین خواجه از بر

قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز