ارکند

لغت نامه دهخدا

ارکند. [ اَ ک َ ] ( اِخ ) مذهبی از علم نجوم هندیان مقابل سندهند و ارجبهر.( قاضی صاعد اندلسی ). || زیج ارکند؛ زیجی هندی است و آنرا سابق بر ابوریحان ترجمه کرده اند و چون نامفهوم بوده و الفاظ هندی را عیناً نقل کرده بودند، بیرونی بار دیگر آنرا ترجمه و تهذیب کرده است.

جمله سازی با ارکند

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حدیث زلف چو زنجیرت ارکند سلمان به هیچ در سخنی کز سر جنون آید

💡 تیزی که زیر دامن چرخ ارکند بخور تیزش از دماغ زحل خون روان کند

💡 عجبی نیست زدارائی عدل سلطان ماهتاب ارکند از رفق رفو کتانرا

💡 در سیر خامهٔ تو چو با دست، ارکند بر صفحهٔ بیاض جواهر نثار باد

💡 هزار ملک سلیمان دهد به باد فنا به بال همت او موری ارکند طیران

سود یعنی چه؟
سود یعنی چه؟
استتار یعنی چه؟
استتار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز