لغت نامه دهخدا
اجاره داری. [ اِ رَ/ رِ دا ] ( حامص مرکب ) استیجار.
اجاره داری. [ اِ رَ/ رِ دا ] ( حامص مرکب ) استیجار.
۱ - عمل اجاره دار ۲- کرایه دار ملک بودن مستائ جر بودن استیجار متصرف و ضابط ملک بودن. ۳ - زمین دار بودن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مرگ مائو تسه تونگ امکان داد دنگ شیائوپینگ یکی از رهبران مغضوب دوران حاکمیت مائو به حاکمیت برگردد و با تغییر رادیکال مسیر سیستم اقتصادی و سیاسی عوض شود، کمونهای روستائی جای خود را به سیستم اجاره داری زمین داد. تعاونیهای خانوادگی تشکیل گردد و از این طریق تولید محصولات کشاورزی افزایش یابد.
💡 در ایران انواع گوناگونی از زمینداری یا اجاره داری زمین نظیر «زمینهای دولتی»، «زمینهای وقفی»، «زمین با مالکیت جمعی»، وجود داشت و زمین را برای اهداف خیریه نیز وقف میکردند. اما مهمتر از چگونگی مالکیت زمین موضوع تسلط بر آب بود و از این رو مالکیت «قناتها» اهمیت بسیار بیشتری داشت. برخلاف جامعه فئودالی اروپای قرون وسطی، آب در ایران ساسانی ارزش بیشتری از زمین داشت.