لغت نامه دهخدا
استخوان بند. [ اُ ت ُ خوا / خا ب َ ] ( نف مرکب ) مُجبّر.آروبند. شکسته بند. || ( اِ مرکب ) چوبهائی که بدان استخوان شکسته را بندند. صقیفه. ( منتهی الارب ). || عصابه که بر استخوان شکسته بندند.
استخوان بند. [ اُ ت ُ خوا / خا ب َ ] ( نف مرکب ) مُجبّر.آروبند. شکسته بند. || ( اِ مرکب ) چوبهائی که بدان استخوان شکسته را بندند. صقیفه. ( منتهی الارب ). || عصابه که بر استخوان شکسته بندند.
( صفت ) شکسته بند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بحثی میان رویانشناسان و دیرینهشناسان وجود دارد که آیا دستهای دایناسورهای ددپا و پرندگان اساساً متفاوت است، بر اساس تعداد استخوان بند انگشت - شمارش تعداد استخوانهای انگشت در دست.
💡 هر انگشت دو زردپی خمکننده (فلکسور) دارد. یکی زردپی خمکننده عمقی است که به سطح کفی (وُلار) استخوان بند انتهایی انگشت متصل میشود و وظیفه آن خم کردن بند انتهایی روی بند وسط یا به زبان دیگر خم کردن مفصلهای بندانگشتی دورینه (دیستال) دǍست است. ماهیچه این زردپی در ناحیه ساعد قرار گرفتهاست.
💡 اندام انسان معمولاً ۵ انگشت دارد، هر انگشت توسط یک تعداد استخوان بند انگشت ساخته میشود.
💡 کمانگشتی به معنای داشتن تعداد انگشتانی کمتر از معمول است، در صورتی است که ناشی از قطع عضو نباشد. گاهی اوقات به آن اشتباهاً کمبود انگشت (هیپوداکتیلی) میگویند و گاه نیز با بیبَندی (آفالانژی) اشتباه گرفته میشود. بیبندی فقدان استخوان بند انگشت در یک یا (معمولا) تعداد بیشتری از انگشتان است. هنگامی که بر روی دست یا پا هیچیک از انگشتان وجود نداشته باشد، به آن بیانگشتی (آداکتیلی) گفته میشود.
💡 زردپی دیگر، خمکننده سطحی انگشت است که به سطح کفی استخوان بند میانی انگشت متصل میشود و وظیفه آن خم کردن بند وسط روی بند ابتدایی یا به زبان دیگر خم کردن مفصل مفصلهای بندانگشتی نزدینه (پروگزیمال) دست است. ماهیچه این زردپی نیز در ناحیه ساعد قرار گرفتهاست.