لغت نامه دهخدا
باردست. [ دَ ] ( اِ ) آبنوس. ( ناظم الاطباء ) ( دِمزن ).
باردست. [ دَ ] ( اِ ) آبنوس. ( ناظم الاطباء ) ( دِمزن ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مشتری گرچه که سست و باردست دعوت دین کن که دعوت واردست