لغت نامه دهخدا
باده فروشی. [ دَ /دِ ف ُ ] ( حامص مرکب ) عمل باده فروش. کار فروشنده باده. || ( اِ مرکب ) دکان یا محل باده فروش.
باده فروشی. [ دَ /دِ ف ُ ] ( حامص مرکب ) عمل باده فروش. کار فروشنده باده. || ( اِ مرکب ) دکان یا محل باده فروش.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چه بهشتی است که ایمان به گرو می گیرد از فقیران، نگه باده فروشی که تراست
💡 در باده فروشی در می حاصل ما نیست جز نعره و فریاد و خروشیدن مستان
💡 باد پیماید به دشت و می رود عمرش به باد زاهدی کو غیبت باده فروشی می کند
💡 کار یاقوت تو تا باده فروشی باشد نتوان گفت بخواجو که مشو باده پرست