باد پیکر

لغت نامه دهخدا

بادپیکر.[ پ َ / پ ِ ک َ ] ( ص مرکب ) تندرو. سریع. صفت اسب و مرکوب تیزرفتار باشد. بادپای. بادپیما. رجوع به بادپای و بادپیما شود: اراقیت را بر هوا دیدم [ اراقیت پری بود ] بر اسبی بادپیکر نشسته بر بالای سر شاه ایستادو جنگ می کرد. ( اسکندرنامه نسخه خطی سعید نفیسی ).

فرهنگ فارسی

تند رو سریع

جمله سازی با باد پیکر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کاندرین خاک تودهٔ بی‌آب آتش باد پیکر است سراب