اژدهای رایت

لغت نامه دهخدا

اژدهای رایت. [ اَ دَ ی ِ ی َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) اژدهای علم. نقش اژدرها که بر علم تصویر میکردند:
در تن اژدهای رایت تو
مار افعی شود عدو را پی. ظهیر فاریابی.

فرهنگ فارسی

اژدهای علم

جمله سازی با اژدهای رایت

💡 هرکجا طی کرده یک پی نعل اسبت خاک رزم اژدهای رایت از باد ظفر جان یافته

💡 روز کین اژدهای رایت را به مصاف و غزا فرستادی

💡 در اژدهای رایت از باد حملهٔ تو روح‌الله است گویی در آستین مریم

💡 در موکب تو اژدهای رایت شیران عرین را به دم گرفته

💡 هرکجا طوطی‌یران لعل است حاک بندم(کذا) اژدهای رایت از باد ظفر، جان یافته