لغت نامه دهخدا
اژدرانداز. [ اَ دَ اَ ] ( نف مرکب، اِ مرکب ) آلتی است دراز شبیه بلوله توپهای بزرگ که در کشتی های اژدرافکن برای انداختن ترپیل بطرف کشتی های دشمن تعبیه کنند. ( فرهنگستان ).
اژدرانداز. [ اَ دَ اَ ] ( نف مرکب، اِ مرکب ) آلتی است دراز شبیه بلوله توپهای بزرگ که در کشتی های اژدرافکن برای انداختن ترپیل بطرف کشتی های دشمن تعبیه کنند. ( فرهنگستان ).
وسیله ای شبیه لولۀ توپ های بزرگ برای پرتاب کردن اژدر.
( اسم ) آلتی است دراز شبیه به لول. توپهای بزرگ که در کشتیهای اژدر افکن برای انداختن اژدر به طرف کشتیهای دشمن تعبیه میکنند.
به لولهٔ پرتاب اژدر در زیردریایی ها اَژدراَنداز گفته می شود.
اژدراندازها دو گونه اند:
• گونهٔ زیردریایی برای پرتاب از زیر آب
• گونهٔ عرشه ای برای پرتاب از سطح روی آب ناوها
به ناوچه هایی که دارای اژدرانداز هستند ناوچه اژدرافکن گفته می شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سلاح اصلی این ناوشکن دو قبضه توپ دولول ۱۱۴ میلیمتری (۴٫۵ اینچی) بود که با ۱۴ توپ ضدهوایی ۴۰ مم بوفورس حمایت میشد. ۱۰ اژدرانداز ۵۳۳ مم و یک خمپاره ضد زیر دریایی اسکویید هم از سلاحهای دیگر این کشتی جنگی بودند.
💡 او-۵۱۴ دیگر قادر به حمله دیگری به کاروان تیام ۱ نبود. اصابت گلوله موجب ایجاد نشتی در دهانه اژدرانداز، ترک خوردن خنککننده روغن و آسیب به فرستنده اصلی رادیو شده بود. او-۵۱۴ تنها میتوانست کاروان را تعقیب کند و گاهی با لوزیان ارتباط بگیرد. او-بوت در نهایت کاملاً کاروان تیام ۱ را گم کرد و دیگر آن را نیافت. دونیتس گروه دِلفین را دوباره به جانب این کاروان گسیل کرد تا آن را بیابند.