لغت نامه دهخدا
( آژانس ) آژانس. ( فرانسوی، اِ ) نماینده.
- آژانس اخبار؛ خبرگزاری.
- آژانس معاملات؛ کارگزاری. ( فرهنگستان ).
( آژانس ) آژانس. ( فرانسوی، اِ ) نماینده.
- آژانس اخبار؛ خبرگزاری.
- آژانس معاملات؛ کارگزاری. ( فرهنگستان ).
( آژانس ) [ فر. ] ( اِ. ) ۱ - نمایندگی. ۲ - کارگزار. ۳ - بنگاه (فره )، ~ خبری مؤسسه ای که خبر را جمع و منتشر می کند.
( آژانس ) ۱. بنگاهی که به نمایندگی از سوی بنگاه ها و مؤسسات دیگر، خدماتی را انجام می دهد: آژانس بیمه، آژانس خبری.
۲. مؤسسه ای که پس از تلفن مشتری، اتومبیل با راننده در اختیار او قرار می دهد، تاکسی تلفنی.
( آژانس ) ( اسم ) ۱- نمایندگی کارگزاری. بنگاهی که بنمایندگی موسسات دیگر کارهایی را انجام دهد: آژانس معاملات. ۲ - خبرگزاری.
نمایندگی، کارگزاری، خبرگزاری، بنگاهی به نمایندگی بنگاه دیگرکارهائی انجام دهد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در کشور آمریکا بازار وامهای رهنی به دو بخش وامهای رهنی با ضمانت اژانسهای دولتی و وامهای رهنی بدون ضمانت تقسیم میگردد.