این کلمه در زبانهای مختلف معانی متفاوتی دارد. در ادامه به توضیح این معانی پرداخته میشود:
معنی در زبان فارسی
آون (آونگ) به معنی رشتهای است که خوشههای انگور و برخی میوهها را به آن میبندند و آویزان میکنند تا فاسد نشوند. همچنین، به هر چیز آویخته و معلق نیز گفته میشود.
معنی در زبان عربی
در لهجه عرب اندلس، آون به معنای ابن (پسر) است.
معنی در زبان ترکی
اون (Un) در زبان ترکی به معنی آرد است.
اون (On) در زبان ترکی به معنی عدد ده است.
معنی در جغرافیا
اون (Auen) نام یک شهر در آلمان است که در Bad Kreuznach واقع شده است.
آون (Ahun) یک کمون در فرانسه است که در کروز واقع شده و ۳۳٫۷۴ کیلومتر مربع مساحت دارد.
آون یک کمون دیگر در فرانسه که در سن - ا - مارن واقع شده است و ۳٫۸۳ کیلومتر مربع مساحت دارد.
( آون ) آون. [ وَ ] ( ص، اِ ) مخفف آونگ. نگون. معلق. آویزان. آویخته. دروا.
- آون کردن میوه؛ به آونگ کردن آن:
همه مردم از دانه خرمن کنند
ز انگور دوشاب و آون کنند.شمسی ( یوسف وزلیخا ).
آون. [ وِ ] ( اِ ) در لهجه عرب اندلس «ابن » بوده و از اینرو کنیه ها مَبْدُوّ بابن عربی که از آن طریق داخل مغرب شده است بهمان صورت باقیست: آون پاس بجای ابن باجه.
اون. [ اَ ] ( ع اِ مص ) تن آسایی. || نرمی. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ). || ( ص، اِ ) آرام و نرم. ( ناظم الاطباء ). || آهسته. || رفتار. || یک گوشه خرجین. || ( مص ) آهسته و نرم و آرام رفتن. ( منتهی الارب ). ( ناظم الاطباء ). آهستگی و چربی کردن. ( تاج المصادر بیهقی ). نرم رفتن. ( تاج المصادر بیهقی ).
اون. [ اَ وَ ] ( ع اِ ) هنگام. ( منتهی الارب ). ج، آونة. ( منتهی الارب ).
اون. [ اِ وَ ] ( ع اِ ) هنگام. ( منتهی الارب ).
اون. ( ع اِ ) ج ِ اِوان. صفه بزرگ. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). ایوان.
اون. [ ] ( ترکی، اِ ) آواز. ( شرفنامه منیری ).
( آون ) (وَ ) ( اِ. ) آونگ.
( آون ) ( اسم ) ۱ - رشتهای که خوشه های انگور و دیگر میوه ها را بدان بندند و از سقف آویزند تا فاسد نشود. ۲ - هر چیز آویخته معلق. ۳ - جسم وزینی که حول محوری ثابت حرکت کند مانند پاندول ساعت. یا آونگ الکتریکی ( برقی ) آلتی است مشکل از گلولهای سبک وزن ( مغزنی آقطی ) که بنخی ابریشمین آویخته است پاندول الکتریک
آواز
اسم: آون (دختر) (فارسی)
معنی: آونگ، نام رشته ای که خوشه انگور و بعضی میوه ها را به آن می بندند، آویزان، آویخته