در منابع لغت فارسی همچون «آنندراج» و «غیاثاللغات» به عنوان صیغۀ تفضیل برای واژۀ «وافق» معرفی شده است. این بدان معناست که «اُفْقَ» مفهوم «وافقتر» را در بر میگیرد. در ادبیات و متون کلاسیک، «وافق» به معنای موافق، مطابق، شایسته و مناسب به کار میرفته است؛ لذا «اُفْقَ» به صورت دقیقتر، دلالت بر درجهای اعلا از تناسب و انطباق دارد. این مفهوم، بیانگر برتری یک چیز بر چیز دیگر از منظر همسویی و سازگاری ذاتی است.
گسترش معنایی اُفْقَ فراتر از صرفِ «مناسبتر» و «شایستهتر» میرود و شامل حالاتی نظیر «سازندهتر» و «سازوارتر» نیز میشود. در بافتهای رسمی و استدلالی، این واژه برای تأکید بر برتری یک راهحل، یک روش یا یک وضعیت نسبت به جایگزینهای موجود به کار میرود. شایستگیِ ناشی از اُفْقَ صرفاً ظاهری نیست، بلکه مبتنی بر انطباق عمیقتر با مقتضیات شرایط حاکم است؛ یعنی چیزی که نه تنها خوب است، بلکه بهترین و سازگارترین حالت ممکن را ارائه میدهد.