اوحدالدین کرمانی، با نام کامل حامد بن ابیفخر کرمانی، از عارفان و شاعران برجسته سده هفتم هجری (سیزدهم میلادی) به شمار میرود. بنا بر روایت صاحب *مناقب*، وی در هنگام حمله ترکان غُز به کرمان و فروپاشی حکومت آل قاورد، شانزده سال داشت. زکریا قزوینی، که از معاصران اوست، تاریخ وفات اوحدالدین را سال ۶۳۵ هجری دانسته است. گفته میشود اوحدالدین در سن بیش از هفتاد سالگی درگذشت و بنا به روایتی در منطقه شونیزیه بغداد به خاک سپرده شد.
پس از حمله ترکان غز به کرمان، اوحدالدین ناچار شد زادگاه خود را ترک گوید و به بغداد مهاجرت کند. در آن شهر به تحصیل فقه، حدیث و سایر علوم دینی پرداخت و به سبب استعداد و پشتکار فراوان، در اندک زمانی به مرحلهی کمال علمی دست یافت. وی سپس در مدرسهی حکّاکیه به تدریس اشتغال ورزید و پس از مدتی به ریاست آن نهاد علمی رسید. آوازهی علم و فضل او در بغداد پیچید، اما درون پرآشوب و بیقرارش را این موفقیت و شهرت آرام نکرد. بهرغم موقعیت اجتماعی و علمی، اوحدالدین در خود احساس خلأ معنوی میکرد و از رضای باطنی محروم بود.
در پی این بیقراری درونی، اوحدالدین تدریس و ادارهی مدرسه را رها کرد و به سلوک عرفانی و ریاضت نفس روی آورد. شدت ریاضت و زهد او چنان بود که مردم وی را دیوانه پنداشتند و رفتارهایش را از دایرهی عقل خارج میدانستند. آوازهی مجاهدتهای معنوی او به گوش شیخ رکنالدین سجاسی رسید، و آن پیر وارسته، شاگرد برجستهی خویش شجاعالدین ابهری را برای دیدار و تعلیم نزد وی فرستاد. از آن پس، اوحدالدین کرمانی در زمرهی مریدان و پیروان شیخ رکنالدین درآمد و زندگی خود را سراسر وقف سیر و سلوک و دستیابی به حقیقت عرفان ساخت.