اوجر
لغت نامه دهخدا
اوجر. [ اَ ج َ ] ( ع ص ) ترسان. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
ترسان
جمله سازی با اوجر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نام این رصدخانه از فیزیکدان فرانسوی پیر ویکتور اوجر گرفته شدهاست. برای ساختن این بنا پنجاه میلیون دلار هزینه صرف شد و اکنون دویست فیزیکدان از پنجاه و پنج کشور در بررسی آن همکاری میکنند.
💡 او (به همراه الن واتسون) سخنگوی رصدخانه پیر اوجر در شهر مندوزا از ایالت کلرادوی ایالات متحده آمریکا نیز هست.