لغت نامه دهخدا
اهوج. [ اَهَْ وَ ] ( ع ص ) نعت است از هَوج بمعنی درازی با اندکی گولی و سبکی و شتاب زدگی. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). احمق و شتاب کار و مرد بزرگ جثه درازبالا. ( منتخب از غیاث اللغات ) ( آنندراج ).
اهوج. [ اَهَْ وَ ] ( ع ص ) نعت است از هَوج بمعنی درازی با اندکی گولی و سبکی و شتاب زدگی. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). احمق و شتاب کار و مرد بزرگ جثه درازبالا. ( منتخب از غیاث اللغات ) ( آنندراج ).
(صفت ) شوریده مغز کم خرد سبکسار.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 راه دین بر تو کردمی پیدا تا نبودی تو اهوج و شیدا