لغت نامه دهخدا
( آهوان ) آهوان. [ هَُ ] ( اِخ ) نام محلی کنار راه سمنان بدامغان، میان تیلستان و کلاته یعقوب در 266 هزارگزی طهران.
آهوان. [ هَُ ] ( اِ ) ج ِ آهو:
همه مرگ رائیم پیر و جوان
که مرگ است چون شیر و ما آهوان.فردوسی.
( آهوان ) آهوان. [ هَُ ] ( اِخ ) نام محلی کنار راه سمنان بدامغان، میان تیلستان و کلاته یعقوب در 266 هزارگزی طهران.
آهوان. [ هَُ ] ( اِ ) ج ِ آهو:
همه مرگ رائیم پیر و جوان
که مرگ است چون شیر و ما آهوان.فردوسی.
( آهوان ) جمع آهو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 (نرجه) که اصل ان کلمه «نرگه» است به معنی «محل خرامیدن اهوان وحشی» است و ریسه اوستایی دارد و هم چنین به معنی نرگاه و نور گاه هم آمدهاست.
💡 پیش ازان کز شورمجنون دشت پرغوغا شود قطره می زد در رکاب اهوان نظاره ام