لغت نامه دهخدا
انگشت نمایی. [ اَ گ ُ ن َ / ن ِ / ن ُ ] ( حامص مرکب ) شهرت کردگی درنیک نامی و یا بدنامی ولی در بدنامی بیشتر استعمال میکنند. ( ناظم الاطباء ). معروفیت. رسوایی:
عشق و درویشی و انگشت نمایی و ملامت
همه سهل است تحمل نکنم بار جدایی.سعدی.|| نمایش چیزی به انگشت. ( ناظم الاطباء ).