لغت نامه دهخدا
( آنفه ) آنفه. [ ن ِ ف َ ] ( ع اِ ) آنفه صِبا، آنفه شباب؛ اوّل صِبا. اوّل شباب. میعه صِبا. میعه شباب.
انفه. [ اَ ن َ ف َ ] ( ع اِمص ) ننگ داشتن. انفت. انف. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به اَنَف شود.
( آنفه ) آنفه. [ ن ِ ف َ ] ( ع اِ ) آنفه صِبا، آنفه شباب؛ اوّل صِبا. اوّل شباب. میعه صِبا. میعه شباب.
انفه. [ اَ ن َ ف َ ] ( ع اِمص ) ننگ داشتن. انفت. انف. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به اَنَف شود.
ننگ داشتن ٠ کراهت یا آغاز ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 كه در آن كلمه (رغمت ) در مقابل ارضاء قرار گرفته و اين مقابله به ما مى فهماند كه(رغمت ) دلالت بر اسخاط (باب افعال يعنى به خشم آوردن ) دارد، و به همين جهت استكه گاهى به صيغه ارغام تعبير نموده، مى گويد:(ارغم اللّه انفه - خد ا دماغش را بهخاك ماليد) كه در اين تعبير (ارغم ) همان معناى (اسخط) را مى دهد0 همچنانكه(راغم ) نيز معناى (ساخط) را مى بخشد، و آن اين است كه آن دو نفر هر يك كوششمى كرد، دماغ ديگرى را به خاك بمالد، ولى اين ماده بطور استعاره در معناى منازعهاستعمال شده، از آن جمله خداى تعالى فرموده:( يجد فى الارض مراغما كثيرا) كه دراينجا كلمه (مراغم ) به معناى مذهب آمده - و به آيه اينطور معنا داده كه (هر كس در راهخدا مهاجرت كند، خداى تعالى راههاى زيادى پيش پايش باز مى كند0 در هر راهى كه ديدمنكرى و گناهى دارد، گريبانش را مى گيرد كه لازم است از آن بابت به خشم آيد، راه خودرا عوض مى كند) و خود ما انسانها هم مى گوئيم:( غضبت الى فلان من كذا) و هم مىگوئيم:(رغمت اليه ) اين بود گفتار راغب.