لغت نامه دهخدا
اندیشه نما. [ اَ ش َ / ش ِ ن ِ ] ( نف مرکب ) کنایه ازچهره بغایت باصفا و پاکیزه که اندیشه ای در آن بنماید و این ادعا و مبالغه است. ( آنندراج ):
گرد دل من گر هوس بوسه نگردید
اندیشه ای از چهره اندیشه نما داشت.صائب ( از آنندراج ).
اندیشه نما. [ اَ ش َ / ش ِ ن ِ ] ( نف مرکب ) کنایه ازچهره بغایت باصفا و پاکیزه که اندیشه ای در آن بنماید و این ادعا و مبالغه است. ( آنندراج ):
گرد دل من گر هوس بوسه نگردید
اندیشه ای از چهره اندیشه نما داشت.صائب ( از آنندراج ).
کنایه از چهره بغایت با صفا و پاکیزه که اندیشه در آن بنماید و این ادعا و مبالغه است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گرد دل من گر هوس بوسه نگردید اندیشه ازان چهره اندیشه نما داشت
💡 پرده از چهره اندیشه نما افکنده است دیگر آن آینه رو در پی رسوایی کیست؟
💡 چون کنند از تو نهان راز دل خود عشاق؟ که به رخساره اندیشه نما می آیی
💡 تا غبار خط شبرنگ نگشته است بلند صائب آن چهره اندیشه نما را دریاب
💡 من نه آنم که کنم راز محبت را فاش صفحه روی تو اندیشه نما افتاده است