انتقال پذیری

مترادف‌ها

قابلیت انتقال

متضادها

ماندگاری، پایداری

فرهنگستان زبان و ادب

{portability, porting, transferability} [رایانه و فنّاوری اطلاعات] قابلیت یک برنامۀ رایانه ای که اجرای آن را بر روی دو یا چند رایانۀ ناهمسان، با مشخصات متفاوت، ممکن می سازد و نتایجی همسان به دست می دهد

جمله سازی با انتقال پذیری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 این پدیده در قالب تناقض رأی اکثریت نشان می‌دهد که هیچ گونه قاعدهٔ انتخاب اجتماعی وجود ندارد که شرایط پنج گانهٔ ارو را تحقق بخشد. این نتایج اصل انتقال پذیری را کنار می‌گذارد در نتیجه به چرخش منجر می‌شود. چرخش یعنی رای‌گیری اکثریتی به یک سر جمع سازگار از ترجیحات افراد نمی‌رسد. این نتیجه می‌تواند ناشی از تنظیم کنندهٔ دستور کار باشد. کسی که تصمیم می‌گیرد چه گزینه‌هایی به ترتیب در معرض رای‌گیری قرار گیرند. اگر رتبه بندی مناسبی پیده شود هر پیامدی می‌تواند برنده شود.

💡 در دنیای نرم‌افزار، انتقال پذیری کدها از یک سیستم عامل به سیستم عامل دیگر یکی از ویژگی‌های بسیار حیاتی و مهم محسوب می‌شود.

💡 دانشمندان برای اینکه بتوانند نتایج آزمایش‌های خود را در محیط‌های مختلف تکرار کنند، باید میزان انتقال پذیری یافته‌های خود را به دقت بررسی کنند.

💡 قابلیت انتقال پذیری دانش از محیط دانشگاه به محیط کار واقعی، یکی از چالش‌های اصلی در سیستم‌های آموزشی مدرن امروزی است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران