انتقال پذیر
مترادفها
گذرا، قابل انتقال
متضادها
غیرقابل انتقال
فرهنگستان زبان و ادب
{portable} [رایانه و فنّاوری اطلاعات] ویژگی نرم افزاری که به راحتی قابل جابه جایی از روی یک سخت افزار به سخت افزار دیگر است
جمله سازی با انتقال پذیر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رتبهبندی اجتماعی باید انتقال پذیر باشد. یعنی اگر الف به ب وب به ج ترجیح دارد باید الف به ج نیز ترجیح داشته باشد.
💡 «ریختار [عادت واره] همان جبر و ضرورتی است که درونی شده و تبدیل به قریحه ای گشته که کرد و کارهای معنادار و تلقیهای معنا بخش ایجاد میکند. ریختار طبع و قریحه ای عام و انتقال پذیر است که به صورتی سیستماتیک و همه شمول_ فراتر از حد و مرزهای چیزهایی که مستقیماً آموخته شدهاند_ همان ضرورتی را به کار میبندد که در بطنِ شرایط یادگیریِ اولیه نهفتهاست.... ریختار نه فقط ساختاری ساخت دهنده است که کرد و کارها و درک و تلقیِ کرد و کارها را سازماندهی میکند، بلکه ساختاری ساخت یافته نیز هست … به عبارتی دیگر، با همهٔ چیزهایی تعریف میشود که آن را از چیزی که نیست و خصوصاً از همهٔ چیزهایی که با آنها در تضاد است، جدا و متمایز میکند»