لغت نامه دهخدا
انامق. [ اَ م ِ ] ( اِخ ) دهی است از بخش مرکزی شهرستان مرند با1260 تن سکنه. آب آن از رودخانه و محصول آن غلات، زردآلو و گردو است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4 ).
انامق. [ اَ م ِ ] ( اِخ ) دهی است از بخش مرکزی شهرستان مرند با1260 تن سکنه. آب آن از رودخانه و محصول آن غلات، زردآلو و گردو است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4 ).
انامق یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در دهستان میشاب شمالی بخش مرکزی شهرستان مرند واقع شده است. در روستای انامق سد زیبایی وجود دارد که باعث جذب مهمانان به آن منطقه می شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 علیزاده و نظری انامق، شخصیتهای داستانی هدایت را با توجه به محیط اجتماعی و سیاسی دورهٔ آفرینششان، به دو دسته تقسیم میکنند؛ دستهٔ نخست، آنها که در سالهای ۱۳۰۰ تا ۱۳۲۰ خورشیدی (دورهٔ حکومت رضاشاه) آفریده شدهاند و دستهٔ دوم، آنها که از ۱۳۲۰ خورشیدی تا زمان مرگ هدایت در ۱۳۳۰ خورشیدی در داستانهای او حضور دارند. دستهٔ نخست، درونگرا و دستهٔ دوم برونگرایند. علیزاده و نظری انامق شخصیتهای داستان حاجی آقا را در دستهٔ دوم جای دادهاند؛ به این دلیل که آنها منزوی و بیتفاوت نیستند و در برابر رویدادهای محیط، عکسالعمل نشان میدهند؛ هرچند این عکسالعملها نتیجهای در پی نداشته باشد.