ان همه
مترادفها
همه آن، تمام آن
متضادها
هیچکدام
لغت نامه دهخدا
( آنهمه ) آنهمه. [ هََ م َ / م ِ ] ( اِ مرکب، ق مرکب ) تمام آن:
چو بشنید شه کیقباد آن همه
برآورد سر از میان رمه.فردوسی. || آن مقدار بسیار:
ایا ز بیم زبانم نژند گشته و هاژ
کجا شد آنهمه دعوی و لاف و آنهمه ژاژ؟لبیبی.
جمله سازی با ان همه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ای صدر دوست پرور دشمن نواز راد لفظی شنو که ان همه مغزست و پوست نیست
💡 در اشعار کلاسیک فارسی، شاعر با استفاده از عبارت ان همه، به تمام زیباییهای جهان و شکوه طبیعت در برابر عظمت پروردگار اشاره میکند
💡 اگر ان همه سختی و مشقتی که در این مسیر کشیده شد را در نظر بگیریم، رسیدن به این موفقیت بسیار ارزشمند و ستودنی است
💡 او با نگاهی غمگین به ان همه خاطرات خوش گذشته نگریست و از اینکه زمان به سرعت سپری شده بود، احساس افسردگی کرد