امرین
مترادفها
دو فرمان، دو دستور
لغت نامه دهخدا
( آمرین ) آمرین. [ م ِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ آمِر.
امرین. [ اَ م َرْ رَ / اَ م َرْ ری ] ( ع اِ ) لقیت منه الامرین بصیغه تثنیه و یا لقیت منه الامرین بصیغه جمع؛ یعنی دیدم از وی سختیها و تلخیها.( ناظم الاطباء ). و رجوع به اَمَرّ و اَمَرّان شود.
فرهنگ فارسی
( آمرین ) ( اسم ) جمع: آمر امر کنندگان فرماندگان.
لقیت منه الامرین بصیغه تثنیه و یا لقیت منه الامرین بصیغه جمع یعنی دیدم از وی سختیها و تلخیها.
جمله سازی با امرین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این نباشد اختیار و جبر نیز هست امر بین امرین ای عزیز
💡 جمله امر بین امرین است و بس نسبتش با وصف عنقا و مگس
💡 نی حیات و نی ممات او را تمام بلکه امر بین امرین ای همام
💡 دیستروفی ماهیچهای امری دریفوس یکی از انواع دیستروفی ماهیچهای میباشد. این بیماری در اثر جهش در ژن امرین و تغییر در میزان و ساختار این پروتئین ایجاد میشود.
💡 هست امر بین امرین ای پسر نشنو از من بلکه بشنو از خبر