لغت نامه دهخدا
امانه. [ ؟ ] ( اِخ ) قسمت جنوبی یا یکی از قله های پشت لبنان که در نزدیکی شمال حرمون است و رود امانا یا ابانااز آنجا به دمشق جاری است. ( از قاموس کتاب مقدس ).
امانه. [ ؟ ] ( اِخ ) قسمت جنوبی یا یکی از قله های پشت لبنان که در نزدیکی شمال حرمون است و رود امانا یا ابانااز آنجا به دمشق جاری است. ( از قاموس کتاب مقدس ).
قسمت جنوبی یا یکی از قله های پشت لبنان که در نزدیکی شمال حرمون است ورود امانا یا ابانا از آنجا به دمشق جاریست.
اسم: امانه (دختر) (عربی) (تلفظ: amāne) (فارسی: اَمانه) (انگلیسی: amane)
معنی: اطمینان و آرامش قلب، به فتح الف، دختری که وجودش مایه قوت قلب است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نمودار و جلوه گر است، اما نه بطورى كه بر خيزى و در صدد ديدنش بيفتى، جدا استاما نه به مسافت، نزديك است اما نه نزديك بودن مكان او با مكان ما، لطيف است اما نه بهاينكه جسم لطيفى داشته باشد، موجود است، اما نه موجود بعد از عدم، آفريدگار است امانه به اينكه اضطرار وادارش كرده باشد، اندازه گير است اما نه به حركت، اراده كناست اما نه به همت، شنوا است، نه بوسيله جهاز شنوائى، بينا است، نه بوسيله ابزاربينائى.
💡 مراد از اينكه فرمود خدا انسان را اقبار (دفن ) كرد - ثم امانه فاقبره -
💡 در این سبک مسئله هویت فضایی دوباره اولویت یافته شد. «روح مکان» فحوای معماری کثرت مدار را تشکیل میداد، امانه چون حالتی منفک ومنعزل، بلکه بقول لویی کان، چون «عالمی درعالم دیگر»
💡 و گفت: توحید خدای و دانستن قدم او بود از حدث یعنی دانی که اگر سیل در دریا باشد امانه دریا باشد.