لغت نامه دهخدا
امانت فروشی. [ اَ ن َ ف ُ ] ( حامص مرکب ) فروختن اجناس که به امانت سپرده اند. عمل امانت فروش. || ( اِ مرکب ) فروشگاهی که اجناس مختلف از اثاث خانه و جز آن را که به امانت سپرده اند یا خود خریده است می فروشد. سمساری.
امانت فروشی. [ اَ ن َ ف ُ ] ( حامص مرکب ) فروختن اجناس که به امانت سپرده اند. عمل امانت فروش. || ( اِ مرکب ) فروشگاهی که اجناس مختلف از اثاث خانه و جز آن را که به امانت سپرده اند یا خود خریده است می فروشد. سمساری.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به مادرم گفتم: خدای من! من این آکاردئون را نمیخواهم و دوست دارم یک گیتار الکتریک داشته باشم؛ بنابراین ما آکاردئون را به یک امانت فروشی دادیم و به جایش یک گیتار دنالکترو به همراه یک آمپلیفایر کوچک گرفتیم و پسر! انگار در بهشت بودم! بعد از گرفتن گیتار من تمام کارهای دیگرم را رها کردم.