النجان

لغت نامه دهخدا

النجان. [ اَ ل ِ ] ( اِخ ) نام ناحیه ای است در صفاهان که برنج خوب در آنجا حاصل میشود و پشه بسیار هم دارد. ( برهان قاطع ) ( انجمن آرا ) ( آنندراج ) ( مؤیدالفضلا ). و به «لنجان » مشهور است. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). از زاینده رود مشروب میشود و بیشتر آن برنج زار است. ( ناظم الاطباء ). در ترجمه محاسن اصفهان ( ص 67 ) آمده: بهرام گور از دیه روسان بود از ناحیت النجان، و نیز در همین کتاب ( ص 68 ) چنین آمده: و از این ناحیت النجان که از قدیم الایام باز بر وجه مذکورمنجم و محتد بزرگان گردنکش و دلبران لشکرکش بود الی یومنا هذا که مولد و منشاء صاحب مغفور سعید فخرالدولة والدین محمد الاشترجانی طاب ثراه شد.. - انتهی. مسعود کیهان در جغرافیای سیاسی ( ص 429 ) آرد: لنجان ناحیه ای است از اصفهان، حاصلخیز و محصولات مهم آن برنج وتریاک و ارزن و حبوبات است. و رجوع به لنجان شود.

جمله سازی با النجان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مفضل‌بن سعد بن حسین مافروخی اصفهانی صاحب کتاب «محاسن اصفهان» که در زمان صدارت خواجه نظام‌الملک طوسی می‌زیسته(۴۶۵–۴۶۸ هجری) دربارهٔ مسایل تاریخ، جغرافیا و ادبیات اصفهان گزارشهای خوبی داده‌است. در این کتاب آورده: بزرگ‌ترین بلوک اصفهان و پر برکت‌تر از همه آن‌ها لنجان و النجان است که در محل به چهار ناحیه آیدوغمیش، آشیان، اشترگان و گرکن تقسیم می‌شود و هر یک از آن‌ها روستاهای متعددی دارد. (سده لنجان جزء ناحیه آشیان بوده) در طومار شیخ‌بهایی سهم آب سده از دهات همجوار بیشتر تعیین شده و این خود دلالت بر کشاورزی پررونق آن زمان سده داشته‌است.