الفرار. [ اَ ف ِ / ف َ ] ( از ع، صوت ) ترکیبی است از «الَ» حرف تعریف عربی و فِرار عربی که در فارسی به فتح فا استعمال کنند یعنی بگریز. بگریزید. زنهار. الحذر:
الفرار ای غافلان زآن گلشنی
کو حقیقت بدتر است از گلخنی.( منسوب به مولوی در مثنوی چ علاءالدوله ).
کلمه ای که هنگام گریختن از پیش دشمن یا از خطری سهمگین گفته می شود، بگریز، بگریزید.
گریز. ( بگریز. بگریزید. ) الحذار ای غافلان زین وحشتن آباد الخدار. الفرار ای عاقلان زین دیو مردم الفرار ( جمال الدین عبدالرزاق )
ترکیبی است از ال حرف تعریف عربی و فرار عربی که در فارسی به فتح فا استعمال کنند یعنی بگریز.
[ویکی الکتاب] ریشه کلمه:
فرر (۱۱ بار)
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خندهزنان گفت خیز و یحک از اینجا گریز هی منشین الفرار گفتمش اینالمفر
💡 خیل را گفت الحذر از این دلیر نامجوی جیش را گفت الفرار از این سوار کامیاب
💡 قل لن ينفعكم الفرار ان فررتم من الموت اوالقتل و اذا لا تمتعون الا قليلا
💡 الروح فی المطار و الکأس فی الدوار و الهم فی الفرار و السکر فی امتداد
💡 گرم در گفتار آمد آن صنم این الفرار بانگ خیزاخیز آمد در عدم این الفرار