الست بربکم

لغت نامه دهخدا

الست بربکم. [ اَ ل َ ت ُ ب ِ رَب ْ ب ِ ک ُ ] ( ع جمله فعلیه استفهامی ) رجوع به اَلَست شود:
تو چرا الست بربکم نزنی بزن که اگر زنی
همه ذره ذره کائنات پر از صدای بلی کنی.طاهره.

جمله سازی با الست بربکم

💡 با روح او که گفت الست بربکم جانم چشید از لب ساقی روح راح

💡 پرسیدند که چه حالت است که مرد آرمیده باشد چون سماع شنود اضطراب در وی پدید آید گفت: حق تعالی ذریت آدم را در میثاق خطاب کرده که الست بربکم همه ارواح مستغرق لذت آنخطاب شدند چون در این عالم سماع شنوند در حرکت و اضطراب آیند.

💡 هم انجامم بآغازم سلامت الست بربکم ما را پیامت

💡 نخست روز الست بربکم فرمود بدون واسطه ای، بعثت رسول و سفیر

💡 و گفت: الست بربکم را بعضی شنیدند که نه من خداام و بعضی شنیدند که نه من دوست شماام و بعضی چنان شنیدند که نه همه منم.