اقدار

مترادف‌ها

ارزش‌ها

لغت نامه دهخدا

اقدار. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ قَدَر، بمعنی فرمان و حکم و اندازه. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || ج ِ قِدْر. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به قدر شود.
اقدار. [ اِ ] ( ع مص ) توانا گردانیدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ عمید

توانا گردانیدن، توانا کردن.
= قَدَر

فرهنگ فارسی

توانا گردانیدن

جمله سازی با اقدار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 جواد اقدار (عربی: جواد أقدار؛ ۹ سپتامبر ۱۹۸۴ – ۲۰ اکتبر ۲۰۱۲) بازیکن فوتبال اهل مراکش بود.

💡 برای رسیدن به یک جامعه‌ی سالم، باید بر تقویت اقدار اجتماعی مانند صداقت، عدالت و همبستگی، از طریق آموزش و تربیت تمرکز ویژه‌ای کرد.

💡 در مباحث فلسفی، بحث درباره‌ی اقدار و ارزش‌های والای انسانی همواره مورد توجه متفکران بزرگ برای درک معنای واقعی زندگی بوده است.

💡 هر فرهنگی دارای مجموعه‌ای از اقدار خاص خود است که هویت و شیوه‌ی زندگی مردم آن منطقه را در طول نسل‌های مختلف شکل داده است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران