افسون خواندن

مترادف‌ها

جادو کردن، افسون کردن، سحر کردن، طلسم کردن

لغت نامه دهخدا

افسون خواندن. [ اَ خوا / خا دَ ] ( مص مرکب ) فسون خواندن. خواندن و یانوشتن کلماتی چند که سبب ایمنی از چشم زخم و زهر حیوانات باشد. افسون نوشتن. ( ناظم الاطباء ):
که خاموشی فسون بر مطربان خواند
نفس چون مار در سوراخ نی ماند.ناظم هراتی ( از ارمغان آصفی ).

فرهنگ فارسی

خواندن و یا نوشتن کلماتی چند که سبب ایمنی از چشم زخم و زهر حیوانات باشد.

جمله سازی با افسون خواندن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 چو مردان بارهٔ دولت برانگیز به افسون خواندن از این غول بگریز

💡 افسون خواندن اشعار قدیمی و باستانی، مانند بازگرداندن جانی دوباره به کلمات است که گویی از دل تاریخ و فرهنگ‌های کهن برخاسته و زنده شده‌اند.

💡 او با مهارت بسیار در افسون خواندن داستان‌های پریان، تمام کودکان اتاق را مجذوب خود کرده بود و آن‌ها را به دنیایی از تخیل و جادو برده بود.

💡 در متون کلاسیک، افسون خواندن کلمات و عبارات خاص، راهی برای انتقال مفاهیم عمیق و الهام‌بخش به مخاطبان از طریق قدرت جادویی زبان و ادبیات بوده است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران