افسرده درون
مترادفها
غمگین، دلزده، افسرده، غمگین، درخودمانده، غمزده
متضادها
شاد، برونگرا
لغت نامه دهخدا
افسرده درون. [ اَ س ُ دَ / دِ دَ ] ( ص مرکب ) افسرده جان. ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
افسرده جان
جمله سازی با افسرده درون
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دم گرمم به تو افسرده درون در نگرفت زاهد از حق مگذر، سردتر از کافوری