لغت نامه دهخدا
افروخته چشم. [ اَ ت َ / ت ِ چ َ / چ ِ ] ( ص مرکب ) ذئب ضبر؛ گرگ سخت نظر افروخته چشم. ( منتهی الارب ).
افروخته چشم. [ اَ ت َ / ت ِ چ َ / چ ِ ] ( ص مرکب ) ذئب ضبر؛ گرگ سخت نظر افروخته چشم. ( منتهی الارب ).
ذئب ضبر. گرگ سخت نظر افروخته چشم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بارگهی یافتم افروخته چشم بد از دیدن او دوخته
💡 شمع روی تو نه افروخته چشم من ازوست این چراغیست که چشم همه کس روشن ازوست