لغت نامه دهخدا
افراض. [ اِ ] ( ع مص ) عطا دادن کسی را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( تاج المصادر بیهقی ) ( ناظم الاطباء ). || فریضه گردانیدن جهت کسی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || بحد نصاب رسیدن ستور در عدد. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). بحد نصاب رسیدن مال و مواشی در عدد. ( آنندراج ). بدان حد رسیدن مال که زکوة در وی فریضه گردد. ( تاج المصادر بیهقی ). بدان حد رسیدن مال که زکوة در او واجب آید. ( یادداشت بخط مؤلف ).