دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی أَعْنَاقِهِمْ: گردنهایشان
معنی ظَلَّتْ: دائماً بود (در عبارت "فَظَلَّتْ أَعْنَاقُهُمْ لَهَا خَاضِعِینَ "کلمه ظلت از ظل است که یکی از افعال ناقصه بوده که اسم و خبر میگیرد و در اینجا اسمش کلمه اعناقهم و خبرش خاضعین میباشد یعنی گردنهایشان دائماً خاضع می شود یا سربه زیر می شوند)
ریشه کلمه:
عنق (۹ بار)هم (۳۸۹۶ بار)
گردن. در اقرب الموارد گفته:عنق محل اتصال سر به بدن است مذکّر و مؤنّث هر دو آید مذکّر بودن اکثر است جمع آن اعناق میباشد.. دست را به گردنت بسته نکن(در انفاق تقتیرنکن). در آیه. مراد از «فَوْقَ الْاَعْناقِ» ظاهراً سرهات که بالای گردن قرار گرفتهاند.. راغب گوید به اشراف ناس اعناق القوم گویند و اعناق در آیه به معنی اشراف است. طبرسی آن را یکی از چند احتمال شمرده. ولی ظهور آیه میرساند که اعناق به معنی گردنهاست و خضوع اعناق عبارت اخرای خضوع صاحبان اعناق است و خضوع شامل همه است نه فقط برای اشراف میباشد.