اعمال صلح
متضادها
اعمال جنگ، نزاع
فرهنگستان زبان و ادب
{peace enforcement} [علوم نظامی] به کارگیری نیروهای نظامی یا تهدید به استفاده از آنها که معمولاً برای کسب اقتدار بین المللی و مجبور ساختن کشورها به تابعیت از فرمان ها و قطعنامه های سازمان ملل در جهت حفظ نظم و صلح جهانی صورت می گیرد
ویکی واژه
بهکارگیری نیروهای نظامی یا تهدید به استفاده از آنها که معمولاً برای کسب اقتدار بینالمللی و مجبور ساختن کشورها به تابعیت از فرمانها و قطعنامههای سازمان ملل در جهت حفظ نظم و صلح جهانی صورت میگیرد.
جمله سازی با اعمال صلح
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ویلیام هووارد تفت، رئیسجمهور سابق ایالات متّحدهٔ آمریکا از بنیانگذاران این سازمان بود. جامعه اعمال صلح که بیشتر از طرحهای اصلاح شدهٔ جیمز برایس استفاده میکرد.
💡 دولتها برای جلوگیری از وقوع جنگهای ویرانگر، باید همواره به دنبال انجام اعمال صلح و مذاکرات دیپلماتیک در سطح بینالمللی باشند.
💡 اجرای مختلف اعمال صلح و توافقنامههای بشردوستانه میتواند به بازسازی جوامعی که از جنگ آسیب دیدهاند، کمک شایانی در مسیر آرامش نماید.
💡 سازمان ملل متحد بر اهمیت انجام اعمال صلح و میانجیگری در مناطق بحرانی برای حفظ امنیت جهانی و جلوگیری از تلفات انسانی تأکید دارد.