لغت نامه دهخدا
( اصولاً ) اصولاً. [ اُ لَن ْ ] ( ع ق ) از روی اصول. علی الاصول. براصول. باَصل.
( اصولاً ) اصولاً. [ اُ لَن ْ ] ( ع ق ) از روی اصول. علی الاصول. براصول. باَصل.
( اصولاً ) (اُ لَ نْ ) [ ع. ] (ق. ) اساساً، اصلاً.
اصلا اساسا.
از روی اصول
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ... بهرام بیضایی... در رگبار یک پیشبینی تاریخی کرد. ولی سیاستمداران ترجمه آن را متوجه منافع سیاسی روز کردند. اصولا از لحظهای که شما بخواهید حقیقتی را با واقعیت ترجمه کنید، دچار سیاست میشوید. آن زمان هم همین بود و واقعیتی که نام آن را حکومت گذاشته بودند نتوانست پایدار بماند....
💡 ساختمانهای این قوم به صورت تیر و ستون چوبی با سقفی تخت بوده است. و نوعی ساختمان به نام کلاوه که عموما دو طبقه بوده است، افراد برای دسترسی به طبقه دوم از نردبان استفاده میکردند. لذا در معماری غرب ایران که اقتباسی از کلاوه اورارتوها بود، اصولا ساختمانهای مهم و عمومی را در بالا،یعنی روی صفه میساختند. مثلاً، تخت جمشید روی صُفّهای در دامنه کوه ساخته شده یا مسجد جامع اصفهان که آن هم روی صفه بنا شده است.