اصل و نسب
اصل و نسب که در زبان فارسی به معنای نژاد، تبار، گوهر و خاندان به کار میرود، یکی از مفاهیم بنیادین در حوزه هویت فردی و اجتماعی است. این اصطلاح عمیقاً با مفهوم ریشهداری و اصالت پیوند خورده و تذکر میدهد که هر فردی دارای یک سلسله مراتب اجدادی و خونی است که گذشتهی او را شکل داده است. در ادبیات و فرهنگ ایرانی، توجه به اصل و نسب همواره محوری بوده و معیار سنجش منزلت و اعتبار اجتماعی افراد در بسیاری از ادوار تاریخی محسوب میشده است؛ از این رو، این واژه صرفاً به بعد بیولوژیکی محدود نمیشود، بلکه بار معنایی مرتبط با میراث فرهنگی و اجتماعی را نیز با خود حمل میکند.
گسترش این مفهوم فراتر از ثبت سلسله مراتب افراد در یک شجرهنامه است. این مفهوم به جوهره و گوهر ذاتی یک فرد اشاره دارد که ریشه در صفات نیکوی نیاکان و تربیت خانوادگی دارد. در ادبیات کلاسیک، شاعران و نویسندگان از این ترکیب برای تأکید بر شرافت ذاتی و کمالات اخلاقی بهره بردهاند؛ چنانکه فردی با اصل و نسب والا، انتظار میرود که در رفتار و گفتار، مظهر فضیلت و نجابت باشد. این نگرش نشان میدهد که اصالت تنها وراثت ژنتیکی نیست، بلکه شامل ارزشهایی است که در بستر خانواده و محیط رشد منتقل شده و شخصیت فرد را بنیان مینهد.
مترادفها
تبار، نسب، شجره
لغت نامه دهخدا
اصل و نسب. [ اَ ل ُ ن َ س َ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) نژاد و تبار. گوهر و خاندان. رجوع به اصل شود.
فرهنگ فارسی
نژاد و تبار گوهر و خاندان
جمله سازی با اصل و نسب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به ادب کوش و خود از اصل و نسب دور، بدار همه دانند ادب حاصل اصل و نسب است
💡 مرد آن نیست که بر اصل و نسب فخر کند مرد آنست کز او فخر کند اصل و نسب
💡 از آسمان به قدر و به همت رفیعتر پاکیزهتر به اصل و نسب زآب آسمان