لغت نامه دهخدا
اشپر. [ اِ پ َ ] ( اِ ) نامی است که در اطراف رشت به بلندمازو دهند. رجوع به بلندمازو شود. رجوع به جنگل شناسی ساعی ج 1 ص 158 شود.
اشپر. [ اِ پ َ ] ( اِ ) نامی است که در اطراف رشت به بلندمازو دهند. رجوع به بلندمازو شود. رجوع به جنگل شناسی ساعی ج 1 ص 158 شود.
نامی است که در اطراف رشت به بلند مازو دهند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بحث در خصوص اطلاع اشپر یا مشارکت او در هولوکاست، او را نماد کسانی کرده که در حکومت ناسیونال سوسیالیستی نقش داشتند ولی در قساوتهای حکومت نقش نداشتند (یا ادعا میکردند که نداشتند). آن طور که هاینریش برلوئر کارگردان بیان داشته: «اشپر بازاری برای مردمی درست کرد که میگفتند باور کنید، من چیزی دربارهٔ هولوکاست نمیدانستم. به دوستِ پیشوا بنگرید، او نیز چیزی دربارهٔ آن نمیدانسته است».
💡 دویْچِس اِشْتادیون(به معنای:وَرزِشْگاه آلمان ) ورزشگاهی یادبودی بود که آلبرت اشپر برای محل رژههای حزب ناسیونال سوسیالیست کارگران آلمان در شهر نورنبرگ طراحی کرده بود، قرار بود تا ۱۹۴۳ بازگشاهی شود ولی به دلیل آغاز جنگ جهانی دوم هرگز به پایان نرسید و رها شد تا پس از جنگ ادامه ساخت آن پیگیری گردد که با شکست آلمان برای همیشه متوقف شد.