لغت نامه دهخدا
اشبل. [ اَ ب ُ ] ( ع اِ ) ج ِ شِبْل. ( منتهی الارب ).
اشبل. [ اُ ب ُ / اَ ب َ ] ( اِ ) تخم ماهی. صعفر. بیض السمک. خاویار.
اشبل. [ اَ ب ُ ] ( ع اِ ) ج ِ شِبْل. ( منتهی الارب ).
اشبل. [ اُ ب ُ / اَ ب َ ] ( اِ ) تخم ماهی. صعفر. بیض السمک. خاویار.
تخم ماهی که پس از صید کردن از شکم آن بیرون می آورند و مصرف خوراکی دارد.
( اسم ) تخم ماهی خاویار.
جمع شبل. شیر بچه آنگاه که شکار کند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بوتولیسم در تمام جهان رخ میدهد ولی گزارشهای مربوط به بروز ان در نقاط مختلف متفاوت است، هر چند این امر میتواند به دلیل تفاوت در بروز باشد ولی باید توجه داشت که بیماری بوتولیسم نادر است و لذا ممکن است دلیل اختلاف شیوع در نقاط مختلف مربوط به میزان دسترسی به منابع برای اثبات تشخیص و میزان آشنایی پزشکان با بیماری و همچنین تفاوتها در التزام به گزارش کردن این بیماری به مراجع ذیصلاح باشد. بیشترین ابتلای بوتولیسم در ایران، مربوط به استانهای گیلان با ۹۰ مورد در طول پنجسال و سپس گلستان و به دلیل مصرف فرآوردههای خانگی همچون اشبل شور، کشک و پنیر تازه و نیز فراوردههای دریایی همچون جلبک است.