واژه «اسیل» در زبان عربی به معنای نرم، هموار و متعادل به کار میرود و در برخی متون لغوی برای توصیف چیزی که حالت یکنواخت و ملایم دارد استفاده شده است. همچنین این واژه در توصیف چهره یا رخسارهای به کار میرود که کشیده، دراز و خوشتناسب باشد و از نظر زیباییشناسی حالت مطلوبی داشته باشد. در اشعار و متون ادبی، «اسیل» برای بیان لطافت و تناسب در چهره معشوق یا افراد خوشسیما به کار رفته است و بار معنایی زیباییشناختی دارد. در کنار این معانی ادبی، در برخی متون تخصصی و صنعتی، «آسیل» به مفهومی کاملاً متفاوت اشاره دارد و به مواد یا محتویات خاصی در فرآیندهای سنتی مانند شستوشوی پارچه یا آمادهسازی قلمکار اطلاق میشود. در این کاربرد، «آسیل» به موادی گفته میشود که از شکمبه گوسفند گرفته شده و در آب صاف و شیرین بهعنوان بخشی از مراحل آمادهسازی پارچه استفاده میشود. از نظر علمی نیز «آسیل» در شیمی آلی به گروه عاملی اطلاق میشود که از حذف گروه هیدروکسیل از اسیدها به دست میآید و معمولاً با فرمول RCO شناخته میشود. این گروه در ترکیبات مهمی مانند استرها، آمیدها و کلریدهای آسیل نقش اساسی دارد و در واکنشهای شیمیایی آلی بسیار کاربردی است. همچنین یونهای آسیلیم از مشتقات مهم این گروه هستند که در واکنشهای شیمیایی به عنوان واسطه عمل میکنند. تنوع معنایی این واژه نشان میدهد که «اسیل» و «آسیل» در حوزههای ادبی، سنتی و علمی معانی کاملاً متفاوتی پیدا کردهاند.
اسیل
لغت نامه دهخدا
اسیل. [ اَ ] ( ع ص ) نرم و هموار و برابر. ( منتهی الارب ) || رخساره دراز و کشیده. ( منتهی الارب ) نرم و کشیده ( چهره ). ( اقرب الموارد ):
غزل ز بهر غزالی غزاله رخ گویم
که کرد خسته دلم رااسیر خدّ اسیل.امیرمعزی ( دیوان ص 452 ).
فرهنگ معین
( آسیل ) (اِ. ) محتویات شکنبة گوسفند که در آب شیرین و صاف بریزند و در مرحله شستن پارچة سفید ساده، پیش از آن که قلمکار سازند، به کار برند.
فرهنگ فارسی
( آسیل ) ( اسم ) ( قلمکار ) محتویات شکنب. گوسفند که در آب شیرین و صاف ریزند و در مرحله. شستن پارچ. سفید ساده پیش از آنکه از آن قلمکار سازند بکار رود.
دانشنامه عمومی
آسیل. گروه آسیل ( به انگلیسی: Acyl )، یک گروه عاملی است که با برداشتن یک یا چند گروه هیدروکسیل از یک اکسی اسید و همچنین اسید غیرآلی، بدست می آید.
در شیمی آلی معمولاً گروه آسیل را از کربوکسیلیک اسید ( با نام آیوپاک آلکانویل ) بدست می آورند. برای همین فرمول شیمیایی آن ها را به صورت RCO نمایش می دهند درحالی که منظور از R، یک گروه آلکیل است که با یک تک پیوند به گروه CO وصل شده است. معمولاً گفته می شود که آسیل ها از ترکیب های آلی بدست می آیند با این حال می توان آن ها را از اسیدهایی چون سولفونیک اسید و فسفنیک اسید هم بدست آورد. در بیشتر آرایش ها، گروه های آسیل به یک مولکول بزرگتر از خود که در آن میان کربن و اکسیژن، پیوند دوگانه برقرار است وصل می شوند. لیپازهای با عمل اختصاصی که مربوط به طول زنجیره اسید چرب یا موقعیت پیوند دوگانه در زنجیره آسیل[ پیوند مرده] هستند، می توانند برای منحصر کردن تغییرات به یک گروه خاص از اسیدها به کار روند، در حالی که لیپازهای دیگر ویژه استرهای گلیسرول ( مونو، دی یا تری، آسیل گلیسرول ها ) هستند و یا بین اسیدهای چرب متصل به گروههای هیدروکسیل مختلف در گلیسرول تمایز قائل می شوند.
کلریدهای آسیل شناخته شده ترین ترکیب های آسیل اند که از آن جمله می توان به استیل کلرید ( CH۳COCl ) و بنزویل کلرید ( C۶H۵COCl ) اشاره کرد. این ترکیب ها که منبع کاتیون آسیلیم اند به عنوان واکنشگر ناب در پیوند گروه آسیل به بسیاری مواد همکاری می کنند. دیگر ترکیب های شناخته شدهٔ آسیل عبارتند از: آمیدها ( RC ( O ) NR۲ )، استرها ( RC ( O ) OR’ )، کتون ها ( RC ( O ) R ) و آلدهیدها ( RC ( O ) H ).
یون های آسیلیم همان کاتیون های فرمول شیمیایی RCO+ اند. که در آن اکسیژن و کربن با یک پیوند سه گانه به هم وصل شده اند. چنین موادی بیشتر به عنوان واکنشگر واسطه عمل می کنند، برای نمونه می توان به واکنش آسیلی کردن فریدل - کرفتس ( افزودن گروه آسیل به واکنش فریدل–کرافتس ) و بسیاری واکنش های آلی اشاره کرد. نمک هایی که یون آسیلیم همراه دارند را می توان با برداشتن هالید از یک آسیل هالید بدست آورد:
طول پیوند C - O در این کاتیون ها نزدیک به ۱٫۱ آنگستروم است که حتی از طول پیوند کربن مونوکسید هم کوتاه تر است.
آنیون و رادیکال های آسیل بسیار کمیاب اند. ترکیب های آلی - لیتیم با Li - C ( O ) R ترکیب هایی اند که چندان روی آن ها پژوهش نشده است.
جمله سازی با اسیل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اسیل دهستانی در ناحیهٔ (خدیر) در جنوب شرقی تعز واقع و از توابع استان تَعِز در کشور یمن در شبه جزیره عربستان است. جمعیتش در حدود ۳۱۷۰ نفر میباشد.
💡 مشک اکنون که موی مییابد اسیل و ترا بود گیای تو