لغت نامه دهخدا
اسود و احمر. [ اَ وَ دُ اَ م َ ] ( اِخ ) کنایه از حبش و روم و بعضی عرب و عجم نوشته اند. ( غیاث ).
اسود و احمر. [ اَ وَ دُ اَ م َ ] ( اِخ ) کنایه از حبش و روم و بعضی عرب و عجم نوشته اند. ( غیاث ).
کنایه از حبش و روم و بعضی عرب و عجم نوشته اند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شفیع اسود و احمر قسیم جنت و نار مراد عارف و عامی پناه کون و مکان
💡 آن کرد داغ اسود و احمر جمال قوم این داغ جهل اسود و احمر به آب داد
💡 رتبه اش از طور بالا تر شد است بوسه گاه اسود و احمر شد است