لغت نامه دهخدا
استنبل. [ اِ تَم ْ ب ُ ] ( اِخ ) اسلامبول:
چزن بدید از وی نوای بلبلی
پیشش افکنداطلس استنبلی.مولوی.
استنبل. [ اِ تَم ْ ب ُ ] ( اِخ ) اسلامبول:
چزن بدید از وی نوای بلبلی
پیشش افکنداطلس استنبلی.مولوی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گراز اندر آمد به شالسدوان به استنبل آمد از آنجا دوان