ازیرا که

لغت نامه دهخدا

ازیراکه. [ اَ ک ِ ] ( حرف ربط مرکب )ازیراک. زیرا که. از این رو که. چونکه:
ازیرا که بی فرّ و برز است شاه
ندارد همی راه شاهان نگاه.فردوسی.

فرهنگ فارسی

ازیراک زیراک زیرا که از این رو چون که.

جمله سازی با ازیرا که

💡 ای سیف رو سخن شو ازیرا که هیچ چیز دستی نیافت بر لب لعلش مگر سخن

💡 جوانی ز دیوی نشان است ازیرا که صحبت ندارد خرد با جوانی

💡 برخ بر همی جوشد آن زلف و نشگفت ازیرا که عنبر بجوشد بر آذر

💡 به روی و ریا کار کردن ندانی ازیرا که نه مرد روی و ریایی

💡 ترا زین سپس جز فرشته نخوانم ازیرا که تو آدمی را نمانی

💡 نداند کسی خود که ما دختریم ازیرا که ما خود چو شیر نریم

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
ابلق یعنی چه؟
ابلق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز