لغت نامه دهخدا
ازفر. [ اَ ف َ ] ( ع ص ) اسب بزرگ پهلو. ج، زُفْر. ( منتهی الارب ).
ازفر. [ اَ ف َ ] ( ع ص ) اسب بزرگ پهلو. ج، زُفْر. ( منتهی الارب ).
اسب بزرگ پهلو
💡 چو مینو شد ازفر تو خانه ام فروغ دگر یافت کاشانه ام
💡 کس قمر را همنشین با نافهٔ ازفر ندید او قمر را همنشین با نافهٔ ازفر کند
💡 گفتم که ایمن این سفر ازفر کیستی گفتا زفر آصف جمجاه نامور
💡 همی تافت ازفر شاهنشهی چو ماه دو هفته ز سرو سهی