لغت نامه دهخدا
ازرق لباس. [ اَ رَ ل ِ ] ( ص مرکب ) صوفیان که خرقه ازرق پوشند:
غلام همت دردی کشان یکرنگم
نه آن گروه که ازرق لباس و دل سیهند.حافظ.
ازرق لباس. [ اَ رَ ل ِ ] ( ص مرکب ) صوفیان که خرقه ازرق پوشند:
غلام همت دردی کشان یکرنگم
نه آن گروه که ازرق لباس و دل سیهند.حافظ.
( اسم ) ۱ - ازرق جامه کبود جامه آن که لباس ازرق پوشد ازرق پوش. ۲ - صوفی ازرق پوش.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در استغنا و همت از فلک با کم نمی آرد تن از ازرق لباس بی سر و سامان درویشان
💡 غلام همت دردی کشان یک رنگم نه آن گروه که ازرق لباس و دل سیهاند
💡 گوئیا جرمی ازین ازرق لباس آمد پدید شد دو تا چون صوفیان تا عذر خواهد از گناه